سيد مجتبی وپدر
«سيد جواد ميرلوحي» ، پدر سيد مجتبي مردي روحاني از سادات اصفهان بود؛ وي در زمان رضاخان با جور و ستم حاكم درآن ايام به مبارزه پرداخت. رژيم ديكتاتور پهلوي عليرغم بروز چهره اي مذهبي و ديني در ابتداي حكومت خود، پس از آنكه به طور رسمي امور را برعهده گرفت؛ با برگزاري جلسات متعدد و اجراي قوانين غير ديني شخصيت ضد مذهبي خود را اظهار نمود و با قوانيني چون لباس متحدالشكل غربي براي همه مردان، روحانيون را از كلاسهاي وعظ و مجالس خطاب به انزوا و سكوت كشانده با اين عمل سعي در خارج نمودن اين قشر از صحنه سياست و اجتماع داشت. سيد جواد كه از مدرسين علوم اسلامي و قاري قرآن و مداح اهل بيت (ع) بود و پوشيدن لباس غربي را دور از شأن خود مي دانست از پذيرش اين قانون امتناع ورزيد. فلذا مأموران رضاشاه به اجبار لباس روحانيت را از تنش بيرون آوردند؛ و از او تعهد گرفتند، تا براي هميشه لباس غربي بپوشد. او تلاشهاي مذهبي خود را به گونه اي ديگر ادامه داد؛ و با گرفتن جواز وكالت، سعي در حمايت از حقوق مظلومان نمود، پس از مدتي در سال 1314-1315 به دليل مشاجره با داور وزارت عدليه و زدن سيلي محكمي به گوش او روانه زندان شد. سه سال بعد، به خانواده اش اطلاع دادند كه او در زندان فوت كرده است؛ اگر چه همه مي دانستند كه سيد جواد همانند مولا و مقتدايش موسي بن جعفر (ع) در حاليكه زجاجة كوثر را در دست داشت، به خوان اهل بيت نشسته و عاشقانه شهد شيرين شهادت را نوشيده است.

سه سال بعد، به خانواده اش اطلاع دادند كه او در زندان فوت كرده است؛ اگر چه همه مي دانستند كه سيد جواد همانند مولا و مقتدايش موسي بن جعفر (ع) در حاليكه زجاجة كوثر را در دست داشت، به خوان اهل بيت نشسته و عاشقانه شهد شيرين شهادت را نوشيده است........

              منبع: کتاب سفير سحر - کتاب شبنم سرخ