معاصرين نواب

 

 سيد عبدالحسين واحدي- مرد شماره 2 فدائيان اسلام

سيد عبدالحسين واحدي در سال 1308ه.ش در شهر كرمانشاه چشم به جهان گشود، او در سايه پدري همچون حاج سيد محمد رضا مجتهد قمي (1) و بانويي همانند آل آقا پرورش يافت. عشق به فراگيري مكتب آل محمدئ (ص) او را به قم و از آنجا به نجف اشرف كشاند. واحدي در سال 1325 ه.ش پس از ترور كسروي در نجف اشرف با نواب صفوي آشنا شد. سيد عبدالحسين علاقه زيادي به سيد مجتبي داشت و هميشه همراه و همدم او بود،  هيچگاه نواب را به نام نخواند، و با لفظ آقا احترام خويش را به ايشان نشان مي‌داد. واحدي در تمام فعاليتهاي فدائيان اسلام مشاركت مستقيم داشت، و سخنرانيهاي بسياري عليه ظلم حكومت پهلوي در شهرهاي مختلف ايراد فرمود. سرانجام مرد شماره 2 فدائيان اسلام كسي كه سالها به عنوان معاون رهبر فدائيان اسلام فعاليت داشت، زمانيكه به دستور نواب براي اعدام انقلابي اعلاء به اهواز رفته بود، توسط ماموران رژيم دستگير و با قطار به تهران فرستاده شد. در ساختمان فرمانداري نظامي تيمور بختيار به مادر او صديقه طاهره(س)  توهين نمود و سيد عبدالحسين خشمگين از اهانت او به مادرش فاطمه زهرا(س) از جا برخاست و به طرف او رفت، و بختيار با شليك چند گلوله واحدي را كه فرياد الله اكبر و لااله الا الله را سر داده بود، مظلومانه به شهادت رساند و خون سرخش لکه سياهي بر صفحه جنايات رژيم پهلوي ثبت نمود. پيكر پاكش را در قبرستان مسگر آباد به خاك سپردند.

واحدي در زمان مصدق

در روز جمعه مورخ 11/12/1329 قبل از اعدام انقلابي رزم‌آرا فدائيان اسلام ميتينگ سرنوشت ساز خود را كه قبلا خبربرگزاري آن را با پخش اعلاميه در روزنامه‌هاي خود اعلام كرده بودند، بر پا نمود. درآن روز سيد عبدالحسين از طرف نواب صفوي در مسجد شاه سخناني را ايراد فرمود: نفت ايران متعلق به مردم ايران است و هيچ بيگانه‌اي حق طمع در ثروت اين مرز و بوم را ندارد. اكثريت نمايندگان شوراي ملي، نماينده واقعي اين ملت نيستند، و شاه حق اعمال نفوذ در مجلس را ندارد. اي رزم‌آرا اگر تا سه روز ديگر خودت استعفا ندهي، ما تورا بركنار خواهيم كرد. چند روز پس از اين ماجرا رزم آرا به كيفر اعمال خود رسيد، و دولت يك روز بعد از ملي شدن صنعت نفت حكومت نظامي اعلام نمود، سر لشكر حجازي به سمت فرماندار نظامي منصوب گشت، وي همزمان در سمتهاي فرمانده دانشكده افسري، معاون ستاد ارتش ، آجودان نظامي شاه و رياست شهرباني فعاليت داشت. سيد عبدالحسين واحدي در غروب روز اول فروردين ماه سال 1330 به همراه آقايان حسيني و كرباسچيان و تني چند از فدائيان اسلام به محله دولاب رفت. زمانيكه واحدي در بيابانهاي اطراف مشغول آموزش تيراندازي به فدائيان اسلام بود، يكي از ساكنين محل كه محافظ رزم‌آرا نيز به شمار مي‌رفت، به گمان اينكه سيدعبدالحسين، نواب است؛ به شهرباني اطلاع داد. ساعت 10 شب ماموران تمام منازل محل را محاصره كرده و فدائيان اسلام را كه در حال صرف شام بودند، دستگير و روانه زندان كردند. ولي پس از بازجويي متوجه شدند به علت شباهت واحدي و نواب صفوي فرد مذكور خبر اشتباه به آنان داده است. اما با يافتن نقشه منزل سرلشكرحجازي و اسامي 106 نفر از افرادي كه كتاب برنامه فدائيان اسلام را در شهر پخش كرده اند در بين وسايل واحدي؛ دادگاه نظامي در راي اول قراري به مبلغ يكصد و بيست هزار تومان صادر نمود و هر كدام از فدائيان اسلام را به دو سال و نيم و يا يك سال و نيم زندان محكوم نمود. حكومت نظامي به دلايلي از جمله:‌ ملاقات آيت الله كاشاني با نواب صفوي لغو شد، و دادرسي پرونده فدائيان اسلام به شعبه 8 دادگاه جنحه واگذار گرديد. اين دادگاه قرار دادگاه نظامي را لغو و تا پايان دادرسي وجه الکفالهايي به مبلغ 20 هزار تومان براي همه صادر كرد. اما جنايتكاران رژيم با ارائه حكمي از دادگاه مخصوص وزارت كشور آنها را از زندان آزاد نكردند. سرانجام رهبر فدائيان براي اعتراض به اين حكم در روز سيزدهم رجب در مسجد سلطاني سخنراني نمود. مدتي بعد در خرداد ماه سال 1330 زمانيكه شخص نواب در زندان به سر مي‌برد، سيد عبدالحسين واحدي از زندان آزاد گشت.


منبع: نواب صفوي انديشه‌ها و مبارزات و جمعيت فدائيان اسلام